تبليغاتX
..::بهشت عشق من::..

..::بهشت عشق من::..

زندگی زیباست زشتی های آن تعبیر ماست در مسیرش هر چه نازیباست تقصیر ماست !

 

 

آرشيو مطالب
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

 

پیوند ها
دانلود برنامه
سایت دوست من
دانلود برنامه
کدهای جاوا
عشق و صفا!
چراق خاموش
سایت رسمی منچستر یونایتد
سایتی برای هواداران منچستر یونایتد
این از خودمه
هدیه من
ارزانترین تبلیغات پیکسلی
بهترین اطلاعات برای تو
قالب وبلاگ
هاست و دامنه
سه جستجو گر در یک وبلاگ
آی آر بلاگ
۩۩ مدل مو ۩۩

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  

افراد حاضر در اين وب

 

نام نوح عليه السلام درچهل و چند جاى قرآن كريم آمده و در آنها به قسمتى از داستان آن جناب اشاره شده، در بعضى موارد بطور اجمال و در برخى بطور تفصيل، ليكن درهيچ يك از آن موارد مانند داستان‏نويسان كه نام، نسب، دودمان،محل تولد، مسكن، شؤون‏زندگى، شغل، مدت عمر، تاريخ وفات، مدفن و ساير خصوصيات مربوط به زندگى شخصى‏صاحب‏داستان را متعرض مى‏شوند به جزئيات آن جناب پرداخته نشده علتش هم اين است كه‏قرآن كريم كتاب تاريخ نيست تا درآن به شرح زندگى فرد فرد مردم و اينكه چه كسى از نيكان‏و چه كسى از بدان بوده بپردازد.

بلكه قرآن كريم كتاب هدايت است و از امور گذشتگان‏آنچه مايه سعادت مردم است‏متعرض مى‏شود، و براى مردم شرح مى‏دهد كه حق صريح كدام است تا مردم همان‏را برنامه‏زندگى خود كرده و در حيات دنيوى و اخروى رستگار گردند، و بسا مى‏شود كه به گوشه‏اى ازقصص انبياءو امت‏هاى آنان اشاره مى‏كند تا مردم بفهمند سنت و روش خداى تعالى در سايرامتها چه بوده، تا اگر كسى هست كه‏مشمول عنايت و موفق به كرامت است عبرت بگيرد، و كسى هم كه چنين نيست آن سرگذشتها را بشنود تا حجت بر او تمام شود.

نوح عليه السلام در قرآن:

انحراف تدريجى بشر از فطرت انسانى و پيدايش اختلاف‏طبقاتى بعد از حضرت آدم عليه السلام و بعثت و رسالت‏حضرت نوح عليه السلام

بعثت و رسالت نوح عليه السلام بشر بعد از حضرت آدم عليه السلام به‏صورت يك‏امت‏ساده و بسيط زندگى مى‏كرد و فطرت انسانيت‏خود را راهنماى زندگى خود داشت، تاآنكه‏رفته رفته روح استكبار در او پيدا شد و گسترده گشت، و در آخر، كارش به استعباديكديگر انجاميد، بعضى بعض ديگررا تحت فرمان خود گرفتند و زير دستان، مافوق خود را رب‏خود پنداشتند و همين پندار، بذرى بود كه كاشته شد، بذرى‏كه هر زمان و در هر جا كه كاشته‏شود و سپس جوانه بزند و سبز شود و رشد كند، چيزى به جز دين و ثنيت و اختلاف شديد طبقاتى‏يعنى‏استخدام ضعفا بوسيله اقويا و برده گرفتن و دوشيدن افراد ذليل بوسيله قدرتمندان را به بارنمى‏آورد،آرى همه اختلافها و كشمكشها و خونريزيهاى بشر از آنجا آغاز گرديد.

در زمان نوح عليه السلام  فساد در زمين شايع گشت و مردم از دين توحيد و از سنت عدالت اجتماعى رويگردان شده و به پرستش بت‏ها روى‏آوردند، و خداى سبحان نام چند بت‏آن روز را كه عبارت بودند ازود، سواع،يغوث، يعوقونسردر سوره نوح ذكركرده.

فاصله طبقاتى روز به روز بيشتر شد، و آنهايى كه از نظر مال واولاد قوى‏تر بودند حقوق‏ضعفاء را پايمال كردند و جباران، زير دستان را به ضعف بيشتر كشانيده و طبق دلخواه خودبرآنان حكومت كردند. در اين زمان بود كه خداى تعالى نوح عليه السلام را مبعوث كرده و او را با كتاب وشريعتى‏به سوى آنان گسيل داشت تا از راه بشارت و انذار، به دين توحيد و ترك خدايان‏دروغين‏دعوتشان نموده مساوات را در بينشان برقرار سازد. 

دين و شريعت نوح عليه السلام:

بطورى كه از تمامى آيات مربوط به داستان نوح عليه السلام برمى‏آيد آن جناب همواره قوم خود را به توحيد خداى سبحان و ترك شرك دعوت‏مى‏كرد، و بطورى كه از دوسوره نوح و يونس، و سوره آل عمران آيه 19 بر مى‏آيد آنان را به اسلام‏مى‏خواند، و بطورى كه از سوره هود آيه 28 استفاده‏ مى‏شود از آنان مى‏خواسته تا امر به معروف‏و نهى از منكر كنند، و نيز همانطور كه از آيه 103 سوره نساء و آيه 8 سوره‏شورا بر مى‏آيد نمازخواندن را نيز از آنان مى‏خواسته و بطورى كه از آيه 151 و 152 سوره انعام بر مى‏آيد رعايت‏مساوات‏و عدالت را نيز از آنان مى‏خواسته، و دعوتشان مى‏كرده به اينكه به فواحش و منكرات‏نزديك نشوند، راستگو باشندو به عهد خود وفا كنند، و بطورى كه از آيه 41 سوره هود بر مى‏آيدآن جناب اولين كسى بوده كه مردم را دعوت‏مى‏كرده به اينكه كارهاى مهم خود را با نام خداى‏تعالى آغاز كنند.

تحمل زحمات طاقت ‏فرساى نوح عليه السلام در كار دعوت:

از آيات سوره‏هاى‏نوح و قمر و مؤمنون بر مى‏آيد كه آن جناب قوم‏خود را دائما دعوت مى‏كرده به اينكه به خداى‏تعالى و آيات او ايمان بياورند و در اين دعوت‏منتهاى جد و جهد را به خرج مى‏داده و شب و روزو آشكارا و پنهان وادارشان مى‏كرده به اينكه حق را بپذيرند، ولى قومش جزبه عناد و تكبر خودنمى‏افزودند، هر قدر او دعوت خود را بيشتر مى‏كرده آنان سركشى و كفرشان را بيشتر مى‏كردند و به‏جز اهل‏و اولادش وعده اندكى كه از غير آنان ايمان نياوردند، بطورى كه ديگر از ايمان آوردن، سايرين به كلى مايوس گرديد در آن هنگام‏به درگاه پروردگار خود شكايت برده و از او طلب‏نصرت كرد.

مدت زيستن نوح در ميان قومش:

از آيات سوره عنكبوت بر مى‏آيد كه‏آن جناب نهصد و پنجاه‏سال مشغول دعوت قوم خود بوده، ولى قوم، او را جز به استهزاء و مسخره‏كردن و نسبت جنون به او دادن عكس‏العملى از خود نشان ندادند، آنها وى را متهم مى‏كردند به‏اينكه منظورش اين است كه به آقايى و سرورى برما دست‏يابد، تا آنكه در آخر از پروردگارخود يارى طلبيد.و از آيات سوره هود استفاده مى‏شود كه بعد از اين استنصار، خداى تعالى‏به‏وى وحى كرد كه از قومش به جز آن چند نفرى كه ايمان آورده‏اند احدى ايمان نمى‏آورد، و آن‏جناب را درباره قومش تسليت گفت و دلگرمى داد، و بطورى كه از آيات سوره نوح استفاده‏مى‏شود نوح عليه السلام قوم خود را به هلاكت ونابودى نفرين كرد، و از خداى تعالى خواست‏تا زمين را از لوث وجود همه آنان پاك كرده و احدى از آنان را زنده نگذارد،و بطورى كه ازآيات سوره هود بر مى‏آيد خداى تعالى به آن جناب وحى كرد كه زير نظر ما و طبق وحى ماكشتى را بساز.

كشتى سازى نوح عليه السلام:

از آيات سوره هود بر مى‏آيد كه خداى تعالى به آن جناب‏دستور داد تا كشتى را با تاييدو تسديد او بسازد، و آن جناب شروع به ساختن آن كرد، كه مردم‏دسته دسته از محل كار آن‏جناب گذشته و او را مسخره مى‏كردند، چون كشتى آب مى‏خواهد، و كشتى سازى بايد در لب‏دريا باشد،و آن جناب اين كار را در بيابانى بدون آب انجام مى‏داد، و همين باعث مى‏شد كه‏مردم او را مسخره كنند، وآن جناب در پاسخشان مى‏فرمود اگر امروز شما ما را مسخره مى‏كنيدبه زودى خواهيد ديد كه ما شما را مسخره مى‏كنيم و به‏زودى خواهيد فهميد كه كسى كه دچارعذاب گردد خوار و ذليل و بيچاره مى‏شود، و عذابى كه مى‏آيد عذابى است مقيم و غيرقابل‏زوال و نيز از دو سوره هود و مؤمنون بر مى‏آيد كه خداى عز و جل براى نزول آن‏عذاب، علامتى‏قرار داده بود و آن اين بوده كه آب از تنورى بالا مى‏زند.

نزول عذاب و آمدن طوفان:

نوح عليه السلام همچنانكه از سوره هود و مؤمنون استفاده‏مى‏شود مشغول‏ساختن كشتى بود تا اينكه آن را به اتمام رسانيد و امر خداى تعالى مبنى بر نزول‏عذاب صادرشد، و آن تنور شروع به جوشيدن كرد، در اين هنگام خداوند متعال به آن جناب

وحى فرستاد كه از هر حيوان يك جفت نر و ماده سواركشتى كند و نيز اهل خود را به جزافرادى كه مقدر شده بود هلاك شوند يعنى همسرش كه خيانت كار بود و فرزندش‏كه از سوارشدن امتناع ورزيده بود و نيز همه آنهايى كه ايمان آورده بودند سوار كند.و از سوره قمر بر مى‏آيدهمينكه‏آنها را سوار كرد خداى تعالى درهاى آسمان را به آبى ريزان باز كرد، و زمين را به‏صورت چشمه‏هايى جوشان‏بشكافت، آب بالا و پايين براى تحقق دادن امرى كه مقدر شده بوددست به دست هم دادند.و نيز از سوره هود استفاده مى‏شود كه رفته‏رفته آب زمين را فرا گرفت‏و بالا آمد و كشتى را از زمين كند، كشتى در موجى چون كوههاى بلند سير مى‏كرد، و طوفان‏همه‏مردم روى زمين را فرا گرفت و همه را در حالى كه ستمگر بودند هلاك كرد، و خداى تعالى به‏آن جناب دستورداده بود همينكه در كشتى مستقر شدند خدا را در برابر اين نعمت كه از شر قوم‏ستمكار نجاتشان داد حمد بگويند و در پياده‏شدن از او بركت بخواهند، و نوحعليه السلام گفت: الحمد لله الذى نجانا من القوم الظالمينو نيز گفت:رب انزلنى منزلا مباركاو انت‏خير المنزلين  [المؤمنون : 29]

پايان‏يافتن داستان و پياده شدن نوح و همراهانش به زمين:

بعد از آنكه طوفان به دليل‏آيه 77 سوره صافات عالم‏گيرشده و مردم روى زمين همه غرق شدند، خداى تعالى به زمين‏فرمان داد تا آب خود را ببلعد، و به آسمان‏نيز فرمان داد تا از باريدن بايستد، آب از ظاهر زمين‏كاسته شد، و كشتى بر بالاى كوه جودى قرار گرفت و فرمان" قيل بعدا للقوم‏الظالمين" - دورى باد برعليه ستمكاران صادر شد، آنگاه خداى تعالى به نوح وحى كرد كه: اى نوح!از كشتى پايين‏آى‏و با سلامى از ناحيه ما و بركاتى بر تو و امت‏هايى كه با تواند پياده شو، كه بعد از اين‏ طوفان، ديگر هيچگاه دچارطوفانى عالم‏گير نخواهند شد چيزى كه هست بعضى از اين نجات ‏يافتگان امت‏هايى هستند كه خدا در دنيا ازمتاع‏ هاى زندگى دنيا برخوردارشان مى ‏كند، و سپس‏عذابى دردناك آنان را فرا مى ‏گيرد، پس نوح و همراهان او از كشتى خارج‏ شده و در زمين قرارگرفتند و خدا را به توحيد و اسلام پرستيدند، و زمين را به ارث دست به دست به ذريه‏هاى‏ خود سپردند، و خداى سبحان تنها ذريه نوح را باقى گذاشت.

شنبه نوزدهم آبان 1386 |

 
 

نوشتن مثل بقیه کارهای روزمره احتیاج به تفکر داره

مثلا میگی نوشتن ناشی ار یک نوع اعتیاده

این که نشد حرف این چرت و پرته

نوشتن کار خوبیه فقت بستگی داره از چه

زاویه ای بهش نگاه کنی من در این جا

هر مطلب درخواستی که بخواهید میگذارم

فقط برای نوشتن این ها باید تفکر کنم

brutalize@ymail.com

 

موضوعات
حضرت نوح (ع)
قواعد بخشپذیری
عکس های گاگولی
گفت و گو با یانگوم
مطالب جالب درباره ی کامپیوتر
کشور شناسی(طنز)
شباهت دخترها و پسرها
زندگی نامه ی سروش لشکری(هیچکس)
نمونه سوالات امتحانی درس اجتماعی سال اول راهنمایی
دانلود بهترین برنامه های شناخته شده در دنیا
جدیدترین آهنگ ها
کد تقلب بازی ها
"فول آلبوم تتلو"
عکس های عاشقانه
چند عکس از افتتاح المپیک پکن
کدهای جاوا
25 سوال قبل از ازدواج

 

پیوندهای روزانه
بازگشت نام ایران در لیست یاهو
دست نوشت یک گاگول در یاهو
soheil-ghodrat
این وبلاگ دوم خودمه
دست نوشت یک کودک
اگه میخوای مثل زیدان کله بزنی بیا تو

 

مطالب اخیر
وقتی تو نیستی!
روزهای تکراری ...!
سال نو مبارک!
محکم باش
روزی روزگاری
آموخته های زندگی
داستان دختر نا امید....
نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!
قطاری به مقصد خدا
پاییز