| |
محکم باش |
|
|
شیطانی به شیطان دیگر گفت: به آن مرد مقدس متواضع نگاه کن که در جاده راه میرود. در این
فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم.
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد، تنها به چیزهایی مقدس می اندیشد.
اما شیطان، به همان روش مشتاق و متعصب همیشگی اش، خود را به شکل ملک مقرب جبرائیل
در آورد و در برابر مرد ظاهر شد.
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید مرا با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی. من در زندگی ام کاری نکرده ام
که سزاوار توجه یک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بی آنکه بداند از چه چیزی گریخته است |
|
|
شنبه سوم اسفند 1387 |
|
| |